السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
144
تفسير الميزان ( فارسي )
خداوند پيغمبرى از پيغمبران خود را به سوى قومش مبعوث كرد و به او وحى فرستاد كه : به مردمت بگو هيچ مردمى و اهل قريه اى نبودند كه در راه اطاعت من بوده و در نتيجه به فراخى نعمت رسيدند ، و در اثر فراخى نعمت وضع خود را از آن صورت كه من مىخواستم به صورتى كه من كراهت داشتم نگرداندند مگر اينكه من هم وضع ايشان را از آن صورتى كه دوست داشتند به صورتى كه كراهت داشتند برگرداندم . و همچنين هيچ اهل قريه و خاندانى نبود كه در مسير معصيت من قرار داشتند و من ايشان را به بلا مبتلا كردم و در نتيجه ايشان وضع خود را از آن صورتى كه من كراهت مىداشتم به وضعى كه مورد رضايت من بود برگرداندند مگر اينكه من هم وضع ايشان را از آن صورتى كه كراهت داشتند به صورتى كه دوست داشتند برگرداندم . و نيز از همان جناب روايت كرده كه فرمود : پدرم هميشه مىفرمود : خداى عز و جل اين قضاء را بطور حتم رانده كه اگر نعمتى به بنده اش مىدهد آن را از او سلب نكند مگر وقتى كه بنده گناهى مرتكب شود كه با ارتكاب آن مستحق نقمت گردد « 1 » .
--> ( 1 ) تفسير صافى ج 1 ص 673